وبلاگــــم I miss you

چقددددر دلم برای وبلاگ ام و بلاگستان و نوشتن و کامنت گرفتن و کامنت نوشتن تنگ شده...

اینقدر که الان یک هفته ای هست که هر روز مدیریت رو باز میکنم و با نگاهی پر از شرم به کامنت های پر از مهر و معرفت شما رفقا، احساس ناتوانی میکنم و سرافکنده صحنه رو ترک میکنم...

نامردی ِ اگر فکر کنین دوستتون نداشتم و دلم برای خوندن و نوشتن تنگ نشده...

به هزار و یک دلیل و مشغلۀ کاری (که مستقیما با اینترنت و ثانیه در ارتباطم) که برخی از دوستان مطلع هستند، واقعا روزها می شد وقت باز کردن وبلاگ خودم رو هم پیدا نمیکردم...

رفقا تک تک تون برام ارزشمندیم!

روزهایی باهاتون داشتم که هیچ وقت از ذهنم نمیره...رفقای نازنینی که تو این مدت فهمیدم چقددر "دوست" بودند و من ناقابل ندیده بودمشون...

کامنت های همتون رو دریافت کردم و خوندم و شرمنده شدم...

هر چی غیر از شرمندگی و معذرت بگم میشه توجیح!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رفقا میشه باز هم با هم دوست باشیم؟

یعنی اصلا کسی میفهمه من اینجا آپی نوشتم و سلامی آغاز کردم؟

 

سلام!

/ 31 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نونو

خب خدارو شکر که باز مینویسی :) خوشحال شدم هر چند بیشتر مواقع خاموش بودم تا کامنت گذار اما مبارکه اومدن دوباره ات دوباره سلام...

ماهنوش

خوبم عزیزم .. دلم خییییییلی برات تنگ شده بود.. خودت چطوری ؟ [بغل]

هدیه

سلام بازیگوش من همیشه چک میکردم ببینم آپ کردی یانه. من باهات دوستم.از این به بعد زیاد بیا.[ماچ]

تینا

سلام بروی ماهت[بغل]

هانیه(متولد ماه تیر)

بابا نمیای پست بذاری منم جایی رو نداشتم بیام تعریف آقامون رو بکنم[قهقهه][خنده]چون تو خیلی دوست داری من هربار میگم آقامون[نیشخند]

سارا(خلوت انس)

من هر از چند روز یه بار سر می زدم به اینجا. حتی وقتی نبودی هم آمار بازدید وبت بالا بود این نشون می ده همه دوستت داشتند

m.z

سلام چرا دوست نباشیم

مرجان مثبت

سلام .خوش حالم که دوباره نوشتی.

خالهـ نفیـ3

بازیگوش :( من هنوزم نمیتونم پستای جدیدت ُ ببینم الانم یه عدد شانسی زدم که این پستت ُ نمایش داد :(

راحیل

[قلب][قلب] سلااااااااااااام