میرم برای یک شروع تازه!

دارم میرم...

دارم میرم مهمونی...

دارم میرم یه مهمونی خیلی بزرگ و باااشکوه...

مهمونی ای که برای رسیدن اش روز و شب رو میشمردم...

خدا رو شکر میکنم که زنده ام و باز میتونم این تجربه شیرین رو تکرار کنم...

 

فعلا خداحافظ تا سه روز دیگه که با یک عالمه تعریف برگردم...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+عکس تزئینی نیست!

++ اعـــ ــتکاف دوست داشتنی من...

/ 29 نظر / 87 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نبات

به به شما بالاخره برگشتی! نیومده هم که دوباره رفتی[نیشخند] امسال منم خیلی دلم میخواست برم ولی جور نشد...دیگه الان که آخرشه ولی التماس دعا[قلب]

اکی

دوستی سلام دل به دل راه داره ها خیلی وقت بود بهت سر میزدم و کامنتهای تایید نشده رو میدیدم میگفتم این بازیگوش هم رفت سر کار دیگه فراموش کرد ماهارو خدا رو شکر که هستی[قلب]

ساحل

منم رفتم و سبك برگشتم خيلي حس خوبي بود

بلورین

سلام بازیگوشی خوشحالم برگشتی... اعتکافت هم قبول باشه ایشالا...امیدوارم دعامونم کرده باشی... کی باز میشی عین قبل؟ اونموقع ها وبلاگت خیلی رونق داشتا...الان خیلی وقته سوت و کوره...

آزاده

تازه با وب شما آشنا شدم مطالب شما لذت بخش است ممنون

فرشته

رسیدن به خیر خانوم... خدا رو شکر ...خدا رو شکر..

هانیه(متولد ماه تیر)

اومدم بگم ته پست خدافظی کردی تا سه روز دیگه ولی پنج روز شد هنوز نیومدی ما رو منتظر گذاشتی[رویا]حالا این سه روز مثل دفعه های قبل نشه سه ماه[اوه]

نیکو

دنبال کامنتم می گردم! ولی فکر کنم رفتی اعتکاف تبدیل به اسمس شد![نیشخند]